بيست و هفتم آبان ماه 1396  /  28 صفر 1439  /
 
 
آمارسایت
احکام اعتکاف
احکام اعتکاف احكام اعتكاف
الف) تعريف اعتكاف
مسأله 1 ـ اعتكاف عبارت است از: «توقّف و ماندن در مسجد به قصد عبادت»، بنابراين، صرف ماندن در مسجد بدون قصد عبادت ديگرى اعتكاف ناميده نمى شود، زيرا اطلاق ادلّه اعتكاف انصراف دارد به آنچه مسجد براى آن ساخته شده، كه آن عبادت خدا و بندگى اوست، نه توقّف در مسجد بدون انجام هيچ عبادت ديگر، در حالى كه غرق در مسائل دنيوى است، و اهميّتى به چيز ديگر نمى دهد.

ب) زمان اعتكاف
مسأله 2 ـ اعتكاف در هر زمانى از سال كه روزه در آن صحيح باشد جايز است. بنابراين، در غير عيد فطر و قربان مى توان معتكف شد، هر چند بهترين زمان اعتكاف ماه مبارك رمضان، و با فضيلت ترين آن، دهه آخر اين ماه پربركت است.(1)

________________________________________
1 . روايات مربوط به اين موضوع در فصل «اعتكاف در روايات» گذشت.

ج) اقسام اعتكاف
1ـ اعتكاف مستحبّ و واجب
مسأله 3 ـ اعتكاف در اصل مستحب است; ولى ممكن است به سبب نذر، يا عهد، يا قسم، يا شرط ضمن عقد، يا مانند آن واجب شود; و امّا اعتكاف استيجارى مشكل است.

2ـ اعتكاف اصالتى و نيابتى
مسأله 4 ـ شخص معتكف مى تواند براى خودش، يا به نيابت از ميّتى معتكف شود; و امّا اعتكاف از سوى حضرات معصومين(عليهم السلام)دليل معتبرى ندارد، مگر اينكه به قصد رجا انجام گيرد.

د) شرايط اعتكاف
3ـ قصد قربت.مسأله 14 ـ چنانچه دراعتكاف مستحبى اشتباهاً قصد وجوب كند، يا دراعتكافواجب اشتباهاًنيّت استحباب كند،ضررى به اعتكافش نمى زند.ولى قناعت به حكم حاكم شرع (از اين جهت كه حاكم شرع است، نه از آن جهت كه خبر عادل واحد است) در اين مسأله مشكل است.
مسأله 5 ـ هشت چيز در صحّت اعتكاف شرط است:
1ـ ايمان.
2ـ عقل.
4ـ روزه.
5ـ كمتر از سه روز نباشد.
6ـ در مسجد جامع باشد.
7ـ اذن زوج، والدين و صاحب كار.
8ـ از مسجد خارج نشود.
مشروح احكام مربوط به شرايط مذكور در مباحث آينده خواهد آمد.

شرط اوّل: ايمان
مسأله 6 ـ هر چند فقهاى بزرگوار ما(رحمهم الله) ايمان را شرط صحّت اعتكاف دانسته اند، امّا ايمان به ولايت شرط قبول است، نه شرط صحّت.
مسأله 7 ـ اگر مسلمانى به هنگام اعتكاف مرتد شود، اعتكافش باطل مى شود (هر چند فوراً توبه كند،) مشروط بر اينكه در اثناى روز باشد، بلكه اقوى عدم تفاوت بين شب و روز در اين مسأله است.

شرط دوم: عقل
مسأله 8 ـ اعتكاف شخص ديوانه، حتّى ديوانه ادوارى چنانچه در دور جنونش معتكف شود، صحيح نيست.
مسأله 9 ـ اعتكاف كسى كه مست شده، يا به هر دليل ديگر از نعمت بى بديل عقل محروم است، صحيح نمى باشد.

شرط سوم: قصد قربت
مسأله 10 ـ قصد قربت (يعنى انجام اعتكاف صرفاً براى رضايت پروردگار عالم) در همه عبادات، از جمله اعتكاف شرط است. بنابراين، چنانچه هدف معتكف ريا و خودنمايى و مانند آن باشد، اعتكافش باطل است.
مسأله 11 ـ در صورتى كه اعتكافهاى متعدّدى برعهده داشته باشد، (مثل اينكه بر اثر نذر، قسم، عهد و شرط ضمن عقد، چهار اعتكاف بر خويش واجب كرده باشد) بايد علاوه بر قصد قربت، در نيّت خود هر چند اجمالا معيّن كند كه كدام يك از اعتكافهاى مذكور را بجا مى آورد.
مسأله 12 ـ «قصد وجه» در اعتكاف، همانند ساير عبادتها، واجب نمى باشد. يعنى لازم نيست در نيّت خود وجوب يا استحباب اعتكافى كه بجا مى آورد را تصريح كند.
مسأله 13 ـ هنگام نيّت اعتكاف، قبل از اذان صبح است. امّا مى تواند شب هنگام، قبل از خواب نيز نيّت كند، مشروط بر اينكه اين نيّت در اعماق ذهنش باقى بماند.
مسأله 15 ـ بازگشت و عدول از نيّت اعتكاف جايز نيست; هر چند هر دو مستحب يا واجب باشد. بنابراين كسى كه دو اعتكاف بر اثر نذر و قسم بر او واجب شده، و اكنون به نيت انجام اعتكاف نذرى معتكف گرديده، نمى تواند نيّت خود را به اعتكاف ديگر تغيير دهد. همچنين تغيير نيّت اعتكافى كه به نيابت از سوى فلان ميّت صورت گرفته، به ميّت ديگر، يا به انسان زنده جايز نيست. همانگونه كه تغيير اعتكاف استيجارى به اعتكاف براى خويشتن، يا بالعكس جايز نمى باشد.
مسأله 16 ـ انسان مى تواند به نيابت از ديگرى (به صورت مجّانى) معتكف شود، ولى نمى تواند يك اعتكاف را به نيت چند نفر بجا آورد; البتّه مى تواند اعتكاف را به نيّت خود بجا آورد، و ثواب آن را به تعدادى از زنده ها، يا عدّه اى از اموات، يا تعدادى از زنده ها و مردگان اهدا كند.

شرط چهارم: روزه(1)
مسأله 17 ـ اعتكاف بدون روزه تحقّق پيدا نمى كند. بنابراين، اعتكاف مسافرى كه نمازش شكسته است، و اعتكاف زن حائض و زائو، كه نمى تواند روزه بگيرد، صحيح نيست. همانگونه كه اعتكاف در روز عيد فطر و قربان صحيح نمى باشد.
مسأله 18 ـ اگر شخصى دو روز قبل از عيد اعتكاف را شروع كند، با توجّه به اينكه روز سوم در عيد واقع مى شود، اعتكافش صحيح نخواهد بود; هر چند به هنگام شروع غافل از اين مسأله بوده است.
مسأله 19 ـ لازم نيست روزه مخصوص اعتكاف باشد، بلكه با هر روزه اى اعتكاف تحقّق مى يابد. بنابراين، مى تواند با روزه هاى مستحبى، يا روزه قضاى ماه رمضان، يا روزه كفّاره ماه مبارك، يا كفّاره نذر و عهد و قسم و قتل و مانند آن، معتكف شود. حتّى اگر نذر اعتكاف كرده باشد (كه بدين وسيله اعتكاف واجب گرديده) مى تواند روزه مستحبى بگيرد. البتّه يك استثنا وجود دارد، و آن روزه استيجارى است، كه قناعت كردن به آن مشكل است.

شرط پنجم: كمتر از سه روز نباشد(2)
مسأله 20 ـ هر گاه شخصى نيّت اعتكاف كمتر از سه روز كند (مثلا يك يا دو روز) اعتكافش باطل است، امّا بيش از سه روز اشكالى ندارد. هر چند مقدار اضافه، يك روز يا قسمتى از يك روز يا يك شب، يا قسمتى از يك شب باشد.
مسأله 21 ـ اعتكاف از ناحيه حدّاقل نبايد كمتر از سه روز باشد، امّا از ناحيه حدّاكثر محدوديّتى ندارد. البته اگر پنج روز طول كشيد، روز ششم واجب مى شود. بلكه بعضى از فقها معتقدند اعتكاف در هر مرحله اى از نظر تعداد روزها باشد، چنانچه دو روز به آن اضافه كند روز سوم واجب مى شود. بنابراين، اگر به اعتكاف شش روزه خود دو روز اضافه كند، روز نهم واجب مى شود، و اگر به اعتكاف نُه روزه اش دو روز اضافه نمايد، روز دوازدهم نيز واجب مى شود، و... و لكن اين سخن جاى گفتگو دارد، و محلّ تأمّل است.
مسأله 22 ـ منظور از روز (در شرط پنجم) از ابتداى طلوع فجر (هنگام اذان صبح) تا غروب آفتاب است; هر چند احتياط آن است كه تا اذان مغرب محاسبه شود. بنابراين، اعتكافِ شبِ اوّل و شب چهارم واجب نيست، هر چند جايز است; ولى شب دوم و سوم واجب است.

قطع اعتكاف:
مسأله 23 ـ قطع اعتكاف مستحبّى در دو روز اوّل جايز است; امّا اگر دو روز اوّل گذشت و آن را رها نكرد، در روز سوم واجب مى شود، و نمى توان آن را قطع كرد. امّا اعتكاف نذرى، اگر معيّن باشد (مثل اينكه نذر كرده در 13 و 14 و 15 ماه رجب معتكف شود) قطع آن جايز نيست و چنانچه غير معيّن باشد، قطع آن جايز است.

نذر اعتكاف:
مسأله 24 ـ هرگاه نذر كند كه در روزهاى معيّنى (مثلا سه روز اوّل ماه شعبان) معتكف شود، و روزه نذرى يا روزه استيجارى نيز بر عهده داشته باشد، مى تواند چنين روزه هايى را به هنگام اعتكاف نذرى بجا آورد، تا هم نذر اعتكاف را انجام داده باشد و هم روزه هاى واجب را. البتّه اگر به هنگام نذرِ اعتكاف، قصدش اين باشد كه روزه مخصوص اعتكاف بگيرد، نمى تواند قصد روزه ديگرى كند.
مسأله 25 ـ چنانچه نذر كند يك يا دو روز معتكف شود، نه بيشتر، نذرش باطل است، ولى اگر قيد «نه بيشتر» را ذكر نكند، نذرش صحيح است، و بايد آن را تا سه روز كامل كند.
مسأله 26 ـ اگر نذر كند سه روز معيّن يا بيشتر معتكف گردد (مثل اينكه نذر كند روز 28 و 29 و 30 ماه مبارك رمضان را معتكف شود) سپس روز سوم مصادف با عيد گردد (مثل اينكه ماه رمضان در فرض مثال فوق 29 روز شود) چنين نذرى از اصل باطل است، و قضا هم ندارد; زيرا نذر از ابتدا منعقد نشده است، هر چند قضاى آن مطابق احتياط است.
مسأله 27 ـ هر گاه نذر كند كه روز بازگشت (مثلا) پدرش از مكّه معتكف شود، چنانچه امكان داشته باشد در آن روز احتياط كند و از طلوع فجر اعتكاف ببند، نذرش صحيح است. همچنين اگر يقين داشته باشد كه مسافرش قبل از طلوع فجر (اذان صبح) باز مى گردد. و اگر نذر كند روز پس از ورود مسافرش معتكف شود، بدون شك نذرش صحيح است، و بايد تا سه روز در حال اعتكاف باشد.
مسأله 28 ـ چنانچه نذر كند كه سه روز بدون دو شب وسط آنها معتكف مى شود، چنين نذرى باطل است.
مسأله 29 ـ در صورتى كه نذر كند سه روز يا بيشتر معتكف شود، لازم نيست شب اوّل هم در حال اعتكاف باشد; امّا اگر نذر كند يك ماه معتكف شود، شب اوّل كه جزء ماه محسوب مى شود نيز بايد در حال اعتكاف باشد.
مسأله 30 ـ هر گاه نذر كند كه يك ماه قمرى معتكف شود، و ماهى كه در آن معتكف شده 29 روز باشد، احتياط واجب(3) آن است كه روز اوّل ماه بعد را نيز بر آن بيفزايد، زيرا همانگونه كه قبلا گذشت، هرگاه دو روز بر اعتكافش اضافه كند، اعتكاف روز سوم نيز واجب مى شود.
مسأله 31 ـ هرگاه نذر كند كه يك ماه معتكف شود، واجب است يك ماه پشت سر هم معتكف شود. امّا اگر نذر كند كه قسمتى از ماه مثلا نه روز يا پانزده روز) اعتكاف نمايد، مى تواند بطور پراكنده (سه روز سه روز) معتكف شود، تا آن مقدار كه نذر كرده كامل شود، مشروط بر اينكه نذرش انصراف به روزهاى پى در پى نداشته باشد، كه در اين صورت نيز بايد اعتكافش پى در پى باشد.
مسأله 32 ـ چنانچه نذر كند كه يك ماه نامعيّن، يا چندين روز پى در پى غير معيّن معتكف شود (چه قيد پى در پى را در صيغه نذر آورده باشد، يا چنين از نذرش استفاده گردد)، و اعتكاف را شروع كند، سپس يك روز يا بيشتر از ايّام اعتكاف را باطل كند، تمام روزهايى كه معتكف بوده باطل مى شود، هر چند روزهايى كه بطور صحيح در حال اعتكاف بوده، سه روز يا بيشتر بوده باشد، و بايد اعتكاف را با رعايت تتابع و پى در پى بودن از سر بگيرد. و اگر نذرش براى ماه يا روزهاى معيّنى بوده و آن را باطل كرده، بايد قضاى آن را بصورت پى در پى بجا آورد.
حتّى اگر اعتكاف نذرى معيّن را در آخرين لحظات باطل كند، به گونه اى كه پس از بطلان هنوز مقدارى از زمان اعتكاف باقيمانده باشد احتياط آن است كه در اين صورت نيز قضا كند.
مسأله 33 ـ در صورتى كه نذر كند چهار روز معتكف شود، و پى در پى بودن را شرط نكرده باشد، و اين مطلب از نحوه نذر وى نيز استفاده نشود، سپس در روز چهارم كارى كه اعتكاف را باطل مى كند انجام دهد، سه روز اوّل اعتكافش صحيح است، ولى بايد روز چهارم را قضا كند، و دو روز ديگر بر آن بيفزايد.
مسأله 34 ـ هر گاه نذر كند، پنج روز معتكف شود، بايد يك روز ديگر بر آن بيفزايد، چه پى در پى بجا آورد، يا به شكل ناپيوسته.
مسأله 35 ـ اگر نذر كند در زمان معيّنى (مثلا يك ماه معيّن از سال، يا روزهاى معيّنى از ماه خاص) معتكف شود، سپس در آن ايّام مخصوص، بخاطر فراموشى يا عمداً و عصياناً يا بر اثر اضطرار، اعتكاف را ترك كند، قضاى آن واجب است. و اگر تشخيص ماهها مشكل شود، و در نتيجه ماه مورد نظر را نتواند بطور قطعى مشخص كند، به ظنّ خود عمل مى كند، مگر اينكه احتياط ممكن باشد و عسر و حرج لازم نيايد، كه احتياط واجب آن است مطابق احتياط عمل كند. و چنانچه به هيچ كدام از ماهها ظن ندارد، بين ماههايى كه محتمل است مخيّر است.

شرط ششم: در مسجد جامع باشد(4)
مسأله 36 ـ اعتكاف بايد در مسجد جامع باشد. و منظور از مسجد جامع مسجدى است كه به طور مرتّب در آن نماز جماعت برگزار مى گردد. بنابراين، در تمام چنين مساجدى اعتكاف جايز است.(4)
مسأله 37 ـ احتياط مستحب آن است كه ـ در صورت امكان ـ در مسجد الحرام، يا مسجد النّبى، يا مسجد كوفه، يا مسجد بصره معتكف شود.
مسأله 38 ـ لازم نيست اعتكاف در يك مسجد جامع انجام شود، بلكه مى توان در دو مسجد متّصل به هم نيز معتكف شد، مثلا يك روز را در مسجد اوّل و دو روز آخر را در مسجد دوم به سر برد.
مسأله 39 ـ هرگاه در مسجدى معتكف شود، سپس مانعى پيش آيد كه ادامه اعتكاف در آن مسجد ممكن نباشد (مثل اينكه مسجد خراب شود، يا امنيّت خود را از دست بدهد، يا امكانات لازم در آن مسجد فراهم نگردد و مانند آن،) اعتكافش باطل نمى شود، بلكه آن را در مسجد جامع ديگرى ادامه مى دهد.
مسأله 40 ـ پشت بام، زيرزمين و محراب مسجد جزء مسجد محسوب مى شود; مگر اينكه يقين داشته باشيم واقف آنها را جزء مسجد قرار نداده است. قسمتهاى توسعه يافته مساجد نيز حكم مسجد را دارد; به شرط آنكه جزء مسجد محسوب گردد.
مسأله 41 ـ هرگاه مكان خاصّى از مسجد را به عنوان محلّ اعتكافش تعيين كند، متعيّن نمى شود و چنين قصدى بى اثر است. يعنى لازم نيست در طول اعتكاف فقط در همان مكان باشد.
مسأله 42 ـ هرگاه شك كند كه فلان قسمت مسجد، حكم مسجد دارد، يا از ملحقات و املاك مسجد است؟ حكم مسجد بر آن جارى نمى شود; مگر اينكه ظاهر حال آن باشد كه جزء مسجد است. بنابراين در حياط مسجدى كه معلوم نيست صيغه وقف مسجد بر آن خوانده شده يا نه، نمى توان اعتكاف كرد.
مسأله 43 ـ دو موضوع «مسجد بودن» و «جامع بودن مسجد» از راههاى زير ثابت مى شود:
1ـ علم و يقين. 2ـ شياعِ موجبِ يقين. 3ـ بيّنه شرعى. 4ـ خبر عادل واحد.
مسأله 44 ـ هرگاه در مكانى به اعتقاد اينكه مسجد، يا مسجد جامع است معتكف شد، سپس معلوم شود كه مسجد نيست، يا مسجد جامع نيست، اعتكافش باطل است.
مسأله 45 ـ در اينكه اعتكاف بايد در مسجد جامع باشد، تفاوتى بين زن و مرد نيست. بنابراين، زنان هم بايد در مسجد جامع معتكف شوند و نمى توانند در مكانى كه در داخل خانه براى نماز اختصاص داده اند، يا در مسجدى كه نماز جماعت مرتّبى ندارد، معتكف شوند.

اعتكاف و غصب:
مسأله 46 ـ بطلان اعتكاف به خاطر غصب مكانى از مسجد كه معتكف ديگرى آنجا را براى اعتكافش در نظر گرفته و وسايلش را در آنجا نهاده، مورد اشكال است. امّا اگر بر روى سجّاده غصبى معتكف شود، بدون شك اعتكافش باطل مى شود.
مسأله 47 ـ هر گاه بر اثر فراموشى، يا ناآگاهى از حكم شرعى، (مشروط بر اينكه جاهل قاصر باشد) يا اكراه، يا اضطرار، بر چيز غصبى معتكف شود، ضررى به اعتكافش نمى زند.

شرط هفتم: اذن شوهر، والدين و صاحب كار
مسأله 48 ـ هرگاه اعتكاف زن منافات با حقوق شوهر داشته باشد، بايد اجازه شوهر را جلب كند واگر منافات نداشته باشد احتياط واجب در رضايت شوهر است.
مسأله 49 ـ چنانچه اعتكاف فرزند موجب اذيّت و آزار پدر و مادر گردد، بايد رضايت آنها را جلب كند، در غير اين صورت اذن آنها شرط نيست; هر چند احتياط تحصيل رضايت آنها، مخصوصاً پدر است.
مسأله 50 ـ در صورتى كه شخصى، ديگرى را مثلا براى يك ماه، اجير كرده كه كارهايش را انجام دهد، چنانچه اجير بخواهد در مدّت اجاره معتكف شود بايد اجازه صاحب كار را تحصيل كند.
مسأله 51 ـ اعتكاف بچه مميّز كه خوب و بد را تشخيص مى دهد صحيح است; بنابراين بلوغ شرط اعتكاف نيست.
شرط هشتم: از مسجد خارج نشود
مسأله 52 ـ تفاوتى بين انواع توقّف و بودن در مسجد نيست. بنابراين، مى تواند بايستد، يا بنشيند، يا بخوابد، يا راه برود، زيرا آنچه لازم است اينكه به قصد عبادت در مسجد توقّف كند; به هر شكلى كه باشد.

مواردى كه خروج از مسجد جايز است:
مسأله 53 ـ خروج معتكف از مسجد در موارد زير جايز است:
الف) براى اداى شهادت در دادگاه.
ب) براى شركت در نماز جمعه، ولى براى شركت در نماز جماعت با توجّه به اينكه نيازى به اين كار نمى باشد، جايز نيست; زيرا در مسجد جامع معمولا نماز جماعت برپا مى شود.
ج) جهت حضور در تشييع جنازه مؤمنين. هر چند اين امور بر او واجب نشده باشد.
د) در ساير ضروريات عرفيّه، يا شرعيّه واجب، چه مربوط به امور دنيايى باشد، يا مربوط به امور آخرت. چه به مصلحت خودش باشد، يا مصلحت ديگرى آن را اقتضا كند. ولى در غير موارد مذكور نبايد از مسجد خارج شود.
مسأله 54 ـ هرگاه به هنگام اعتكاف محتلم شود، واجب است از مسجد خارج گردد و غسل جنابت كند. و نمى تواند داخل مسجد غسل نمايد; زيرا توقّف جنب در مسجد حرام است. و اگر خارج نشود اعتكافش باطل مى شود.
مسأله 55 ـ اگر خروج از مسجد بر معتكف واجب شود (مثلا براى پرداخت بدهى، يا انجام واجب ديگرى كه متوقّف بر خروج از مسجد است،) و از مسجد خارج نشود، مرتكب گناه شده ولى اعتكافش باطل نمى شود.
مسأله 56 ـ چنانچه بنا بر ضرورتى از مسجد خارج شد، لازم نيست نزديكترين راه را به هنگام رفت و برگشت انتخاب كند، مگر اينكه تفاوت مسيرها بسيار زياد باشد. امّا لازم است فقط به مقدار حاجت و ضرورت توقّف داشته باشد، نه بيشتر; همانگونه كه در صورت امكان در طول مسير رفت و برگشت نبايد در زير سايه اى بنشيند; بلكه مطلقاً در جايى ننشيند، ولى حركت در زير سايه حرام نيست.
مسأله 57 ـ هرگاه بنابر ضرورتى از مسجد خارج شود و خروجش طولانى گردد، به گونه اى كه صورت اعتكاف از بين برود، (و عرفاً گفته شود كه چنين شخصى معتكف نيست) اعتكافش باطل مى شود.
مسأله 58 ـ هرگاه مردى همسر معتكفش را طلاق رجعى دهد، بر زن واجب است كه براى سپرى كردن عدّه طلاق به منزلش بازگردد. بنابراين، اعتكافش باطل مى شود، و چنانچه واجب نامعيّن و غيرمحدود بوده پس از تمام شدن عدّه بايد آن را از سر گيرد. و اگر واجب معيّن و محدود بوده، اقوى بطلان اعتكاف و رعايت عدّه است، مشروط بر اينكه وجوب اعتكاف بخاطر نذر يا اجاره بوده باشد. (هر چند ما در اصل عبادات استيجاريّه اشكال داريم) و اگر به غير نذر و اجاره واجب شده، احتياط تقديم عدّه است، چون اهميّت دارد. امّا اگر طلاق بائن باشد اعتكافش صحيح، و خروج از مسجد لازم نيست. زيرا واجب نيست زن در عدّه طلاق بائن در منزل مشترك باشد.

عدول از اعتكاف:
مسأله 59 ـ همانگونه كه گذشت، اعتكاف يا واجب معيّن است، يا واجب موسّع (و نامحدود از نظر زمان انجام)، و يا مستحب. اگر واجب معيّن باشد (مثل اينكه نذر كرده دهه آخر ماه مبارك رمضان امسال را معتكف شود) به مجرّد شروع اعتكاف، بلكه قبل از شروع، انجام آن (در زمان خودش) واجب است، و رجوع و عدول از آن جايز نيست. امّا در واجب موسّع (مثل اينكه نذر كرده ده روز از ماه مبارك رمضان امسال را معتكف شود) و همچنين در اعتكاف مستحبى قبل از تكميل دو روز اوّل، حق رجوع و عدول دارد، امّا پس از گذشت اين زمان، يا در روز سوم اعتكاف واجب مى گردد و رجوع جايز نيست. ولى احتياط آن است كه در اين دو، مخصوصاً در واجب موسّع، هنگامى كه شروع كرد عدول نكند، و آن را به اتمام برساند.

شرط عدول:
مسأله 60 ـ معتكف مى تواند به هنگام نيّت اعتكاف، شرط كند كه هر زمان خواست، حتّى در روز سوم، از اعتكاف خارج شود; اعمّ از اينكه خروج از اعتكاف را مشروط به حادث شدن امرى كند يا نه و احتياط آن است كه شرط مذكور براى عذرى هر چند عرفى باشد، ولى نمى تواند شرط كند كه منافيات اعتكاف، نظير همبستر شدن با همسر و مانند آن را در حال اعتكاف انجام دهد.
مسأله 61 ـ شرط مذكور در مسأله قبل بايد به هنگام نيّت اعتكاف ذكر گردد; بنابراين اگر قبل از نيّت اعتكاف، يا پس از آن گفته شود، اعتبارى ندارد هر چند قبل از شروع روز سوم باشد.
مسأله 62 ـ هرگاه به هنگام نيّت شرط عدول كند، سپس آن را اسقاط كند، اين اسقاط تأثيرى ندارد، هر چند احتياط آن است كه آثار سقوط شرط را جارى كند، يعنى پس از تكميل دو روز عدول نكند و روز سوم را نيز در اعتكاف بماند.
مسأله 63 ـ همانگونه كه شرط عدول به هنگام نيّت اعتكاف جايز است، همچنين مى توان به هنگام نذر اعتكاف چنين شرطى را در صيغه نذر گنجاند. مثل اينكه بگويد: «لله علىّ ان اعتكف بشرط ان يكون لى الرجوع عند عروض كذا او مطلقاً».
دراين صورت حقّ عدول دارد، هر چند به هنگام نيّت اعتكاف آن را شرط نكرده باشد. البتّه اين شرط در صورتى صحيح است كه معنايش نذر اعتكاف مشروط باشد، سپس به هنگام وفاى به نذر نيّت كند آنچه را نذر كرده ـ هر چند بصورت اجمالى ـ بجا آورد تا اينكه اشتراط عدول در حقيقت در نيّت اعتكاف باشد. در غير اين صورت دليلى بر صحت آن وجود ندارد، و لكن احتياط آن است كه شرط را به هنگام نيّت و شروع اعتكاف نيز ذكر كند.

مسأله 64 ـ تفاوتى در شرط عدول در صيغه نذر، بين نذر اعتكاف ايّام معيّن و غيرمعيّن، و اعتكافهاى پى در پى و جداى از هم نيست. بنابراين، هر گاه طبق آنچه در مسائل بالا گذشت، شرط عدول كند در تمام صورتهاى بالا حقّ عدول دارد و قضاى چنين اعتكافى نسبت به نذر معيّن، و از سر گرفتن آن در نذر غير معيّن واجب نيست.
مسأله 65 ـ معتكف نمى تواند در يك اعتكاف شرط كند كه حقّ عدول در اعتكاف ديگر داشته باشد، همانگونه كه نمى تواند شرط كند كه حق فسخ اعتكاف شخص ديگر ـ اعمّ از فرزند، يا خدمتكار، يا فرد بيگانه اى ـ را داشته باشد.

تعليق در اعتكاف
مسأله 66 ـ تعليق در اعتكاف جايز نيست. بنابراين، اگر اعتكافش را معلّق بر چيزى كند كه منافات با تحقّق قصد اعتكاف داشته باشد، باطل است. امّا اگر آن را معلّق بر شرطى كند كه به هنگام نيّت مى داند آن شرط حاصل خواهد شد اشكال ندارد. و اين در حقيقت تعليق در اعتكاف شمرده نمى شود.

________________________________________
1 . پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) و مالك بن انس و ابوحنيفه (دو تن از فقهاى اربعه اهل سنّت) روزه را شرط اعتكاف مى دانند. امّا يكى ديگر از فقهاى چهارگانه اهل سنّت يعنى شافعى، روزه را شرط نمى داند و حسن بصرى معتقد است كه اگر روزه را شرط كند واجب مى شود و اگر شرط نكند واجب نيست. (روض الجنان، ج 3، ص 41) شرح بيشتر را در سلسلة الينابيع الفقهيه، ج 6، ص 119 مطالعه فرماييد.
2 . مالك، از فقهاى عامّه معتقد است كه اعتكاف كمتر از ده روز جايز نيست. و پيروان مكتب اهل بيت(عليهم السلام) و همچنين فقهاى مدينه كمتر از سه روز را جايز نمى دانند. ابوحنيفه، از ديگر فقهاى اهل سنّت يك روز را كافى مى داند. و شافعى محدوديّتى قائل نيست، بلكه معتقد است هر مقدار باشد كافى است، هر چند يك ساعت باشد. (روض الجنان، ج 3، ص 41) شرح بيشتر را در سلسلة الينابيع الفقهيه، ج 6، ص 111 مطالعه فرماييد).
3 . احتياط واجب به خاطر تأمّلى است كه در ذيل مسأله 21 داشتند.
4 . اكثريّت قريب به اتفاق فقهاى اسلام معتقدند كه اعتكاف بايد در مسجد باشد، امّا اينكه مسجد خاصّى معتبر است يا در هر مسجدى جايز است اختلاف نظر وجود دارد:
الف) فقط در چهار مسجد جايز است: اوّل: مسجد الحرام. دوم: مسجد النبى. سوم: مسجد كوفه. چهارم: مسجد بصره. زيرا فقط دراين چهارمسجد پيامبر(صلى الله عليه وآله) يا يكى از ائمّه(عليهم السلام)نماز جمعه اقامه كرده اند. در مسجد اوّل و دوم پيامبر و امام على(عليهما السلام) و در مسجد سوم و چهارم امام على(عليه السلام) نماز گزارده اند. برخى مسجد مدائن را نيز اضافه كرده اند، زيرا امام حسن(عليه السلام) در آنجا نماز خوانده است. (تفسير لاهيجى، ج 1، ص 171)
ب) علاوه بر چهار مسجد فوق، در هر مسجد جامعى مى توان معتكف شد كه اين نظريه فقهاى عصر ماست.
ج) فقهاى عراق گفته اند: در هر مسجدى كه در آن نماز جماعت اقامه شده، مى توان اعتكاف بست (روض الجنان، ج 3، ص 41)
د) و برخى نيز معتقدند كه در هر مسجدى اعتكاف جايز است (منهج الصادقين، ج 1،
ص 428)
شرح بيشتر نظريات فقهاى اهل سنّت را در كتاب سلسلة الينابيع الفقهيه، ج 6، ص 110 مطالعه فرماييد.

 

چيزهايى كه بر معتكف حرام است


مسأله 67 ـ شش چيز برمعتكف حرام است: 1. آميزش با همسر. 2. استمنا برابر احتياط واجب. 3. بوى خوش. 4 و 5. خريد و فروش. 6. ممارات و مجادله.
شرح محرمات مذكور به خواست خدا در مسائل آينده خواهد آمد.

1ـ آميزش
مسأله 68 ـ در حرمت آميزش به هنگام اعتكاف، تفاوتى بين آميزش از جلو و پشت سر نيست. و احتياط آن است كه از لمس و بوسيدن با شهوت نيز خوددارى گردد. امّا نگاه به همسر از روى شهوت حرام نيست، هر چند احتياط در ترك آن است.
مسأله 69 ـ تفاوتى بين زن و مرد در حرمت آميزش به هنگام اعتكاف نيست. بنابراين، همانگونه كه بر مرد معتكف اين كار حرام است، بر زنى كه اعتكاف بسته نيز آنچه ذكر شد حرام است.

2ـ استمنا
مسأله 70 ـ استمنا، بنابر احتياط واجب، موجب بطلان اعتكاف است; هر چند از راه حلال باشد. مثل اينكه بر اثر نگاه به همسرش از وى منى خارج گردد.

3ـ بوى خوش
مسأله 71 ـ بوييدن عطريّات و بوهاى خوش، هر چند به قصد لذّت نباشد حرام است; مثل اينكه عطرى را براى امتحان ببويد.

4 و 5ـ خريد و فروش
مسأله 72 ـ همانگونه كه گذشت، خريد و فروش، بلكه مطلق تجارت در صورت عدم ضرورت، بنابر احتياط واجب بر معتكف حرام است. ولى اشتغال به كارهاى مباح دنيوى، حتّى مثل خياطى و بافتنى ومانند آن، اشكالى ندارد; هر چند ترك آن جز در موارد اضطرار، مطابق با احتياط است.
مسأله 73 ـ هرگاه براى تهيّه موادّ خوراكى ناچار از خريد وفروش شود، و شخص غير معتكفى كه اين كار را انجام دهد نيابد، و تهيّه اجناس مذكور بدون خريد امكان نداشته باشد، در اين صورت خريد و فروش مانعى ندارد.

6ـ جدال
مسأله 74 ـ جدال بر سر مسائل دنيوى يا دينى به قصد غلبه كردن بر طرف مقابل و اظهار فضيلت، حرام است. امّا به نيّت روشن شدن حقيقت، و برطرف كردن خطا و اشتباه طرف مقابل، نه تنها اشكالى ندارد، بلكه از بهترين عبادات است. بنابراين، ملاك قصد و نيّت معتكف است، چرا كه هر كس در گرو نيّات خويش است.
مسأله 75 ـ تمام محرّمات احرام (آنچه بر حاجى به هنگام احرام حرام مى گردد) از قبيل شكار، ازاله موهاى بدن، پوشيدن لباسهاى دوختنى و مانند آن، برمعتكف حرام نيست، مگر آنچه كه شرح آن در مسائل بالا ذكر شد.

 
احكام محرّمات اعتكاف


مسأله 76 ـ تفاوتى در محرّمات شش گانه بالا بر معتكف، بين شب و روز نيست. البتّه چيزهاى (ديگرى) كه روزه را باطل مى كند و انجام آن بر معتكف حرام است، مانند خوردن و آشاميدن و سر زير آب كردن، فقط در روز حرام است.
مسأله 77 ـ پرداختن به امور دنيوى و مطالعات مربوط به آن براى معتكف جايز است; ولى اشتغال به اين امور در تمام اوقات اعتكاف مشكل است، و شايد با مفهوم اعتكاف از منظر اهل شرع منافات داشته باشد.

امورى كه اعتكاف را باطل مى كند
مسأله 78 ـ امور زير باطل كننده اعتكاف است:
1. تمام چيزهايى كه روزه را باطل مى كند، چنانچه در روز انجام شود.
2. آميزش با همسر، چه در روز باشد و چه در شب.
3. ارتكاب ساير محرّماتِ اعتكاف; نظير خريد و فروش و استشمام عطريّات و بوهاى خوش، بنابر احتياط واجب، بلكه خالى از قوّت نيست.

قضاى اعتكاف
مسأله 79 ـ هرگاه يكى از محرّمات، كه موجب بطلان اعتكاف مى شود، را حتّى از روى سهو و فراموشى مرتكب گردد، اعتكافش خالى از اشكالى نيست، امّا اگر آميزش جنسى كند، هر چند از روى فراموشى باشد، چنانچه اعتكاف واجب باشد، بايد پس از اتمام آن، در صورتى كه وقت آن محدود بوده، قضاى آن را بجا آورد، و اگر وقتش وسيع است، بنابر احتياط واجب آن را از نو شروع كند، و اگر مستحب بوده، آن را تمام كند و قضا ندارد.
مسأله 80 ـ هرگاه اعتكاف خود را به سبب ارتكاب يكى از مبطلات اعتكاف باطل كند، چنانچه آن اعتكاف واجب معيّن بود (و وقت آن گذشته) بايد قضاى آن را بجا آورد، و اگر واجب غير معيّن بوده، بايد آن را دوباره انجام دهد، مگر اينكه به هنگام نيّت اعتكاف يا اجراى صيغه نذر (به شرحى كه گذشت) شرط رجوع كرده باشد، كه در اين صورت نيازى به قضا يا اعاده آن نيست. و اگر اعتكافش واجب نبوده، ولى در روز سوم آن را باطل كرده، در اينجا نيز بايد قضاى آن را بجا آورد، امّا اگر در روز اوّل و دوم (قبل از تكميل دو روز) بوده، وظيفه اى ندارد.
مسأله 81 ـ قضاى اعتكاف، واجب فورى نيست، هر چند انجام آن در اوّلين فرصت مطابق احتياط است.
مسأله 82 ـ هرگاه معتكف در اثناى اعتكافى كه به سبب نذر يا مانند آن واجب شده از دنيا برود، قضاى آن بر ولىّ ميّت واجب نيست; هر چند مطابق احتياط است.

كفّاره اعتكاف
مسأله 83 ـ هر گاه معتكف به سبب آميزش، هر چند در شب، اعتكاف واجب خود را باطل كند، بايد كفّاره بپردازد. امّا اگر با يكى ديگر از محرّمات، اعتكاف را باطل نمايد كفّاره ندارد، هر چند پرداخت كفّاره در غير آميزش نيز موافق احتياط است، بلكه احتياط آن است كه در اعتكاف مستحبى، اگر قبل از تكميل روز دوم باطل شود نيز كفّاره بدهد.
مسأله 84 ـ كفّاره اعتكاف بنابر اقوى همانند كفّاره ماه رمضان است; يعنى شصت روز روزه بگيرد، و يا شصت فقير را سير كند. ولى احتياط مستحب آن است كه همچون كفّاره ظهار عمل كند، كه در درجه اوّل روزه است.
مسأله 85 ـ هرگاه اعتكاف واجب باشد، و در ماه رمضان واقع شود و آن را با آميزش در روز باطل كند، بايد دو كفّاره بپردازد. يك كفّاره براى باطل كردن اعتكاف و ديگر، كفّاره باطل كردن روزه ماه مبارك رمضان.
مسأله 86 ـ چنانچه اعتكاف واجب باشد و روزه قضاى ماه رمضان را گرفته باشد و آن را باطل كند، علاوه بر كفّاره اعتكاف بايد كفّاره افطار قضاى روزه رمضان را نيز بپردازد.
مسأله 87 ـ هرگاه مطابق نذر در ماه رمضان معتكف شود، سپس آن را با آميزش در روز باطل كند، بايد سه كفّاره بپردازد.
الف) كفّاره اعتكاف.
ب) كفّاره نذر (البتّه مشروط بر اينكه نذر را در مثل اين واجبات صحيح بدانيم).
ج) كفّاره افطار در ماه رمضان.
مسأله 88 ـ هرگاه معتكف با همسر در حال اعتكافش در روز ماه مبارك رمضان بدون رضايت وى، آميزش كند، احتياط آن است كه چهار كفّاره بدهد، هر چند بعيد نيست سه كفّاره به شرح زير كفايت كند:
الف) كفّاره باطل كردن اعتكاف خودش.
ب) كفّاره باطل كردن روزه ماه رمضان خودش.
ج) كفّاره باطل كردن روزه ماه رمضان همسرش.
زيرا دليلى بر اينكه كفّاره چهارمى بخاطر باطل كردن اعتكاف زن، بر شوهر واجب باشد در دست نداريم. بدين جهت اگر در شب او را مجبور بر آميزش كند فقط كفّاره بطلان اعتكاف خودش را بايد بپردازد، و كفّاره ديگرى بر او نيست.
مسأله 89 ـ چنانچه معتكف در روز ماه رمضان با همسر در حال اعتكافش آميزش كند، و اين كار با ميل و رضايت زوجه نيز بوده باشد، هر يك از آنها بايد دو كفّاره بپردازد، و اگر در شب همبستر شوند، هر كدام يك كفّاره مى دهد.

خلاصه احكام اعتكاف
خلاصه مسائلى كه مشروحاً گذشت را مى توان در بيست مسأله به شرح زير بيان كرد:
مسأله 1 ـ اعتكاف از مستحبّات است، ولى به نذر و مانند آن واجب مى شود و قصد عبادت شرط است.
مسأله 2 ـ اعتكاف بيش از سه روز هم جايز است; ولى هر گاه دو روز اضافه مى كند، روز سوم را بر آن بيافزايد (بنابراحتياط واجب).
مسأله 3 ـ اعتكاف بايد در مسجد جامع باشد و منظور از مسجد جامع، مسجدى است كه در آن نماز جماعت بطور مرتّب اقامه مى شود.
مسأله 4 ـ خارج شدن از مسجد عمداً موجب بطلان اعتكاف است. و از روى فراموشى نيز بنابراحتياط، چنين است.
مسأله 5 ـ اعتكاف براى زنان هم جايز است; ولى احتياط واجب آن است كه از همسرشان اجازه بگيرند.
مسأله 6 ـ احتياط آن است كه در اعتكاف براى غير، قصد اهداى ثواب كند، خواه حىّ باشد يا ميّت، بنابراين مى توان قصد چند نفر را نمود.
مسأله 7 ـ لازم نيست روزه براى اعتكاف باشد، بلكه مى تواند روزه ماه مبارك يا روزه قضا و مانند آن را بجا آورد، ولى روزه استيجارى مشكل است.
مسأله 8 ـ اعتكاف مستحب را در دو روز اوّل مى توان رها كرد; ولى روز سوم رها كردن جايز نيست.
مسأله 9 ـ بهتر است كه مدّت اعتكاف در يك مسجد باشد; ولى در دو مسجد متّصل به هم نيز مانعى ندارد.
مسأله 10 ـ در جايى كه مشكوك است جزء مسجد مى باشد يا نه، و ظاهر حال گواهى بر چيزى نمى دهد، اعتكاف صحيح نيست.
مسأله 11 ـ زنان نيز فقط در مسجد مى توانند معتكف شوند.
مسأله 12 ـ كودكان مميّز نيز مى توانند اعتكاف كنند.
مسأله 13 ـ در موارد زير، شخص اعتكاف كننده مى تواند از مسجد خارج شود.
الف) براى هرگونه كار ضرورى شرعى يا عرفى، مانند رفتن به دستشويى و غسل واجب و تهيّه ضروريات.
ب) همچنين براى گواهى دادن در دادگاه و حضور در نمازجمعه و تشييع جنازه و عيادت مريض، امّا براى هر كار مستحبّى جايز نيست.
مسأله 14 ـ نشستن بر فرش غصبى هنگام اعتكاف موجب بطلان اعتكاف نمى شود، برخلاف محلّ غصبى (مثلا جاى ديگران را غصب كند)، بنابر احتياط.
مسأله 15 ـ جايز است در اعتكاف، در آغاز نيّت، شرط كند كه هر گاه عذر عرفى يا شرعى براى او پيدا شد، بتواند اعتكاف را به هم بزند. در اين صورت هر وقت عذرى پيدا شود مى تواند آن را به هم زند، حتّى در روز سوم.
مسأله 16 ـ اعتكاف كمتر از سه روز كامل جايز نيست. و روز، از اوّل طلوع فجر تا غروب آفتاب است.
مسأله 17 ـ اعتكاف در شبستان و سرداب و صحن مسجد جايز است، مگر در مواردى كه ثابت شود حياط، جزء مسجد نيست، يا ظاهر حال چنين باشد.
مسأله 18 ـ پنج چيز بر معتكف حرام است:
اوّل) تمتّع از همسر، خواه جماع باشد يا لمس و بوسيدن بنابر احتياط.
دوم) استمنا بنابر احتياط واجب، هر چند از طريق حلال باشد مانند ملاعبه با همسر.
سوم) بوييدن عطريّات و بوهاى خوش، هر چند به قصد لذّت نباشد.
چهارم) خريد و فروش، بلكه مطلق تجارت با نبودن ضرورت (بنابراحتياط); ولى پرداختن به امور مباح دنيوى مانند خياطى و امثال آن اشكالى ندارد.
پنجم) جدال بر سر مسائل دينى يا دنيوى به قصد غلبه كردن برطرف مقابل و اظهار فضيلت، و در اين امور فرقى ميان شب و روز نيست.
مسأله 19 ـ پرداختن به امور دنيوى و مطالعات مربوط به آن براى معتكف جايز است، هر چند بهتر ترك اين امور و توجّه به عبادات و طاعات مى باشد.
مسأله 20 ـ هرگاه اعتكاف خود را با يكى از امور گذشته باطل كند، اگر به سبب نذر بر او واجب معيّن بوده، بايد قضا كند. و اگر واجب غير معيّن بوده واين امر در روز سوم بوده نيز بايد قضا كند. و اگر در روز اوّل بوده لازم نيست. قضاى اعتكاف واجب فورى نيست، بلكه وقت آن وسيع است.



   1395/12/1 16:30


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
5.5/10 (تعداد آرا 20 نفر )
 
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به سایت محول می باشد
طراحی وب سایت باParsCMS